زشت





این سایت پرشین رپر هست پیشنهاد می کنم از این سایت دیدن کنید. مرسی
از همه ي دوستاني كه به من سر مي زنند تشكر و عذر خواهي مي كنم به خاطر بي معرفتي خودم كه دير بهشون سر مي زنم.
به زودي هم دانشگاه ها و مدارس باز مي شن برا همه آرزوي موفقيت مي كنم در سال تحصيلي جديد و به همه تبريك مي گم.
تولد یک سالگی وبلاگم
مبارک ![]()
![]()
![]()
امروز وبلاگم یک ساله شد![]()
و به زودی عشقم هم یک ساله می شه
می خوام پیشاپیش به عشقم تبریک بگم و
بهش بگم هر روز بیشتر عاشقش می شم
خیلی خیلی دوستش دارم![]()
![]()
![]()
به همه ی کسانی که تولدشون تو ماه شهریور تبریک میگم امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشن و هر آرزویی دارن بر آورده بشه و همیشه شاد باشن.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این ترانه زیبای امید رو که خیلی دوست دارم تقدیم می کنم به کسی که خیلی دوستش دارم آخه حرف دلمه.
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم به شب های غربت که تنها نبودم
اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سورودم
مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با تو وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نداشت ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت
هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل اگر آرزویت بود مانده بودی اگر می شنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در آب باران در کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودن بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر می سرودم
مانده بودی اگر می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با تو وجود تو رنگ سحر داشت

شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم
شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم
در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
از طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم
از طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم
آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم
آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم
از دلِ تو تا دل من نکته هاست، آه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وای دلم
از دلِ تو تا دل من نکته هاست، آه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وای دلم
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
مولوی
راستش من چون تو عشقم شکست خوردم سعی کردم ازش متنفر بشم ولی نشد خیلی خیلی سخته. دلم براش خیلی تنگ شده کاش فقط یه خورده درکم می کرد و می فهمید چقدر دوستش دارم و برام سخته بدون اون ولی می خوام بهش بگم به یادشم هر چند اون اصلا به سایت من سر نمی زنه.
گفتمش:با غم هجران چه کنم؟ گفت:بسوز
گفتمش:چاره ی این سوز بگو؟ گفت:بساز

خیلی وقته که می خوام از دوستای عزیزی که به من لطف دارن و به این وبلاگ سر می زنند تشکر کنم که نشد امروز از همه ی دوستان تشکر می کنم. از نیستی جون. سارا. سعید. جوکر و دیگر دوستان عزیز و از پیام هم شهری خودم که دیگه به من سر نمی زنه قرار بود بیاد اهواز ولی خبری به من نداد. اگه اومدی منم خبر کن یادت نره.
این شعر رو تقئیم می کنم به عشقم امیدوارم خوشش بیاد
من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را تلخي بر خوردهاي سرد را

یه سلام گرم توی این سرما امیدوارم که باعث گرم شدنتون بشه.
روز دانشجو مبارک
این روز رو به همه ی دانشجویان عزیز مخصوصا بچه های خوب بلاگفا تبریک می گم۰
تله پاتی چیست؟ایا تله پاتی امکان پذیر است؟چه ارتباطی میان تله پاتی و علم فیزیک هست؟
تله پاتی به ارتباط از راه دور گفته می شودکه با سرعت بی نهایت صورت می گیرد.طبیعی است برای یک فیزیکدان که با نظریه ی نسبیت اشنایی دارد پذیرش این گفته اسان نیست چرا که فراتر از سرعت نور در فیزیک جدید امکان پذیر نیست
و خدا خر را آفرید….
و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم.
و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
******************************************
و خدا سگ را آفرید
و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی سگ را برآورد.
******************************************
و خدا میمون را آفرید
و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد. و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید
و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون
انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…..
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر زندگی می کند ، مثل خر کار می کند و مثل خر بار می برد…
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند.
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست.
اسمش ساسان هست...فامیلیش حیدری...لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن...
بیوگرافی ساسی مانکن
الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست...۲۱ سالشه...
رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده...حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین...به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده...
خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره...رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست...
در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد...
نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله...از زیر زبون این آقا سامان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم...اول از همه گفت پگاه...انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست...بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم...
لره آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره!
*
از لر میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد میگه: رفته بود زیارت
*
به لره می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم
*
لره به پسر تازه دامادش میگه: شب که رفتی حجله سفت ترین جای بدن تو بکن تو اونجا که زنت می شاشه. صبح میبینن یارو سرش تو سنگ توالت گیر کرده!!
*
یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
*
به لره که از حج برگشته میگن سفر حج چطور بود… میگه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش.
*
یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن اسگله رو اسگله رو …
*
یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو
*
لره زن بیوه برادرش رو میگیره , شب عروسی زنه خیلی داد میزنه.میگن : دختر بود؟میگه : نه اون سوراخ ماله برارم بید , من یه سوراخ سی خودم وا کردم
*
لره و ترکه باهم یه کارخونه سفیدآب تاسیس می کنن. اول کارشون برای اینکه بیشتر بفروشن وسطش گردو میذارن !!
*
جدیدترین جمله ای که لرا پشت ماشناشون می نویسن:
برار غریبم جومونگ
*
صرف فعل نشستن به گویش لری:
مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه
ما که بنیشیم شمام که بنیشید
دیه جا نی اونا بنیشن!!!
*
دو دسماله چیست؟
-حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین توسط جلف ترین فرد لر.
*
امشب بشین یه گوهی بخور
تا فردا یه انی بشی
تا توی یه طویله ای رات بدن
مردم لرستان برای همدردی با مردم غزه کودکان خود را به گلوله بستند
لره زنگ می زنه فرودگاه می گه:
ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
دختره میگه یه لحظه!
لره میگه مرسی و قطع می کنه!
هدف از آفرینش لرها :
۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به ترکها
حافظ و دختر لر
گفتم: غم تو دارم
گفتا : سی چی برارم
گفتم: که ماه من شو
گفتا: بووات درارم!
گفتم زمهر ورزی ، رسم وفا بیاموز
گفتا: به لنگ کفشی چشاتِ در میارم
لره اسم بچشو می ذاره احمدی نژاد
میگن چرا؟
میگه پدرسوخته ۳ روزه دنیا اومده ۴۰ بار ریده !!!
اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ
ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده
نبرد رستم و لر:
چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!
به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام
لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم
دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!
لره میاد تهران میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟
به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید
یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از کجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینکه کتتون داخل شلوارتونه.
یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره
به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
یک لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت
لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین کام باشی
یک شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن
لره ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم. لره میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن
قاضی: اگر جواب ندی پدرت را در می آوریم.
متهم:خدا پدرتو بیامورزه! پدر من سالهاست که در زندان است!
دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن :
گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن!
گروه دوم دخترائی هستند که اشک پسرا رو در میارن!
گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن!
گروه چهارم دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی 18 بارآرزوی مرگ کنن!
گروه 5 دخترائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن
متلک خودروی سواری به نیسان وانت: سهمیه تو بخورم جیگر!
یارو همش دعا می کرده بچه دار شه یه شب جبرئیل میاد تو خوابش میگه عوض اینهمه دعا برو زن بگیر.
یه روز یه نفر داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم..
تنها چیزی که می تواند در اوج لذت از زندگی ، خواب را از چشمان آدمیان برباید فقط یک چیز است
جیش !!!
فرهنگ لغات زنان : 1. آره یعنی نه 2. نه یعنی آره 3. ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن 4. هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه 5. چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم 6. دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی.
فال حافظ!نیت کن..............به جهنم گر غمت پایان ندارد!!به درک گر سرت سامان ندارد!!بخندم من به این دنیای فانی !!که ضایع تر از این امکان ندارد!!!حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی!یکم عصبانیه!!منظوری نداره!!
اگه می خوای دوستت داشته باشم خط زیرو بخون باشه
.............................................
دیدی کمبود محبت داری!!!!!!
تو را به اندازه ی تمام ساعت هایی که به عکست نگاه می کنم دوست دارم. از طرف عاشق دل خسته ات کور مادرزاد
یه روز از یک گربه چینی میپرسن اسمت چیه میگه میونگ.
نفرین سال 2008:الهی شتر به زور ازت لب بگیره
غضنفرسی دی میخره می بینه وسطش سوراخ است میره پس میده
سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره
چرخه ی زندگی مردها :
بچگی :مامان ذلیل
جوانی:دوست دختر ذلیل
میان سالی:زن ذلیل
پیری:بچه ذلیل
مرگ:ذلیل مرده
داداش یارو عروسی میکنه. شب عروسی میشینه پشت در اتاق عروس.
میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: بابام گفته بعد از داداشت نوبت توئه
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی
راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی
تا دیروز می گفتن دوست دختر امروز می گن داف (هر چند
نمی دونن داف با چه الفیه)
تا دیروز موهاشنو با ژل سیخ می کردن امروز با اندوگراف
تا دیروز ابروهاشونو بر می داشتن امروز تاتو می کنن
(الگوشونم حامد هاکانه)
تا دیروز رو کاغذ کاهی شماره مینوشتن امروز بیزینس کارت
می دن (هیچ جا هم اعتبار داره)
تا دیروز تریاک رو چراغ نفتی دود می کردن امروز رو شومینه
(معتادا هم معتادای قدیم)
تا دیروز تو کوچه بن بست قرار می ذاشتن امروز تو کافه تریا
(زودم قهر می کنن پولشونو دختره حساب کنه)
تا دیروز سقز می ترکوندن امروز اکس می ترکونن (سقزم
بهشون توهم می داده)
تا دیروز آشغال دم در می ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا
وا می سن دم در (اونم با عینک دودی)
تا دیروز ساعت 9 می خوابین امروز اصلا شبا خونه نمی یان
که بخوابن (کارتون خواب می شن)
تا دیروز مرطوب کننده ی گل پسند می زدن امروز کرم پودر
ساویز (خارجی شو می خوای چکار)
تا دیروز عطر کبرا می زدن امروز Noxa می زنن (ولی بازم
بو گند می دن)
تا دیروز دخترا رو سوار می کردن امروز به دخترا سواری
می دن (خر سواری دلا دلا نمی شه)
تا دیروز کارت تلفنشونو پرس می کردن امروز سیم کارتشونو
پرس می کنن (ولی بازم همراهشون به علت بدهی قطع
می شه)
تا دیروز ریش آیت اللهی می ذاشتن امروز ریش بزی بزی
(گرگم می خورتشون)
تا دیروز آتاری بازی می کردن امروز دختر بازی می کنن
(همیشه هم Game Over می شن)
تا دیروز با درو دیوار عکس می نداختن امروز با درو داف!
وقتی گریه کردیم گفتند: بچه ای
وقتی خندیدیم گفتند: دیوانه ای
وقتی جدی بودیم گفتند: مغروری
وقتی شوخی کردیم گفتند: سنگین باش
وقتی سنگین بودیم گفتند: افسرده ای
وقتی حرف زدیم گفتند: پر حرفی می کنی
وقتی ساکت شدیم گفتند: عاشقی
وقتی عاشق شدیم گفتند: عاشقی گناه و اشتباه است.
خواستم هدیه ای برایت بفرستم.
گل گفت: مرا بفرست تا با عطر خود، او را شاد سازم.
گفتم: او خودش گل است.
خار گفت: مرا بفرست، تا به چشم دشمنانش فرو روم.
گفتم: او آنقدر مهربان است که دشمن ندارد.
بلبل گفت: مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم.
گفتم: نه، او خوش صداست.
پس تصمیم گرفتم حالا که همه چیز دارد، چیزی نفرستم.
ناگهان صدای قلبم به گوش رسید؛ صدای قلبم بود که کی گفت:
مرا بفرست تا دوستش بدارم.
پس آن را خالصانه تقدیم تو می کنم.
مردی زنی را بوسید. از او پرسیدند: چه نسبتی با او داری؟ گفت: مادر شوهر این زن با مادر زن من، مادر و دختر هستند.
مرد با زن چه نسبتی دارد؟